آنکه من امام حسنی ام !بغضی بیش از آنچه دیگران تجربه می کنند را تجربه میکنم ...

قربانت شوم با آن قلب خسته ای که از فرماندهان بی وفایت دردها کشید و آن غربتی که در خانه ات متحمل شدی .

خانه ! اینک که برای من مامن امنی است برای مخفی شدن از هر بی مهری و زجری ! برای تو ...

بمیرم برایت، عشق روزهای کودکی ام تا اینک !

باشد انها با امام حسین و ابالفضل باشند و من با تو .

من تو را دوست داشتم و دارم و خواهم داشت ،من سرباز ولایت توام ! ای تنها ترین سردار عشق .

+ نوشته شده در سی ام آذر 1393ساعت 4:51 توسط صالح |

دلی که میخواست ! دستی که دراز شد و میزبانی که نخواست ...

و شاهی که نداد ، وگدا ماند و ماند و ماند ، بی هیچ تکیه گاهی ! هیچ دست آویزی .

یا امام رضا جز تو هیچکس را ندارم،. من فقط رویم در روی شما باز است ، آنقدر مهربانید، که هر وقت اراده میکنیم به پا بوست بیاییم ! نه نمی گویی .

 دلم از خودم گرفته است که شکایت به شما آورده ام ، آنفدر  که هیچ جا راهم نمی دهند .

+ نوشته شده در چهاردهم آذر 1393ساعت 0:15 توسط صالح |

اسلام تزویر! ادبیات شورانگیز بدری و حنینی و خیبری و احدی را رها می کند ، سعی میکند به فراموشی بسپارد ،جای آنرا با ادبیات تفاهم و دوستی و گفتگو پر میکند .

اسلام آرمانی پر شور به یکباره کهنه می شود چون کماندوهای انقلابی دیروز خسته شده اند و تبدیل به سیاستمداران تنبل شده اند .

شعارهایی که دیرزو حاضر بودند برایش جان بدهند و شکنجه تحمل کنند ! کهنه و خسته کننده قلمداد می شود .

+ نوشته شده در بیست و یکم آبان 1393ساعت 3:53 توسط صالح |

در حکومت امام خمینی !  مردم ولی نعمت شمرده می شدند اما اینک ! مردم بی سواد ها  و لبو فروش ها و تاکسی رانهایی که هیچ چیز را نمیفهمند !!!

فرف حکومت اسلامی همین ادب هاست ! همین توهین نکردن ها ! در دولت اموی ها  بنی امیه ها مردم به چشم رعیت مفلوکی شماره می شوند کهکاری جز تبعیت از حکام جور را نخواهند داشت .

+ نوشته شده در بیست و یکم آبان 1393ساعت 3:48 توسط صالح |

شبیه انقلاب جعلی اموی ! باانقلاب کتاب و سنت نبی ...

نبرد باطل و حق

شبهه و فتنه انگیزی و رسم جدیدی بر راه تاریخی انقلاب اسلامی با تحریف واقعیات و بیان خاطراتی کذایی ! در برابر سخنان و وصایای بنیانگذار کبیر انقلاب امام خمینی ! کدام موفق تر عمل می کنند ؟

تبلیغ اسلام فردی ، راحت طلب که چون زالو به دنیا می چسباند انسان را ! یا وجود انقلابی های استهشادی که حاضرند برای برپایی دولت حق ! سر در راه حقیقت بگذارند و جان در طبق اخلاص پیشکش کنند ؟

روزی ابوسفیان ! به مسجد وارد شد و در برابر خلیفه سوم قرار گرفت و گفت : الملک ملک الجاهلیه ، یعنی ؛برهمان اساس جاهلیت حکومت کردن ! به زبان خودمانی تر " به همان ریل گذشته وارد شدن و حرکت کردن "

اسلام امام خمینی اما ! نشان می دهد که حکومت حیات خلوت حکام نیست ،حیات خلوت حزب ها و جناح های سیاسی نیست .

حکومت امام ! بهانه  ای ندارد برای به گوشه افکندن مسئولیت  ، در زمانی که شاه قدرت داشت! حکومت امام خمینی امانت الهی بوده است در دستان زمام داران .نه وسیله ای برای کام یابی و قدرت طلبی.


+ نوشته شده در بیست و یکم آبان 1393ساعت 3:42 توسط صالح |

این موضوع که همه در پیروزی انقلاب سهم داشته ایم ! شاه کلید بنی امیه و بنی عباس بوده در طول تاریخ برای اینکه جنگ بین دو جناح حق و باطل را تا حد جنگ بین دوقبیله که در برداشت از اسلام اختلاف دارند تقلیل دهند ...

به همین حربه ! که ما هم بوده ایم ! هر جا که امامان شیعه خواستند حرف بزنند در اذهان عوام متهم می شدند به فتنه گری و اختلاف افکنی .


کار معاویه این بود ! که اسلامی عارفانه و در حد فعالیت های شخصی درست کند تا چون حصاری امن بر اسلام سیاسی مبارز که کاخ نشینان را نابود میکرد ،بکشد ! تا زمینه ظهور و بروز نیابد .

+ نوشته شده در بیست و یکم آبان 1393ساعت 3:30 توسط صالح |

آل علی کوشیدند که به مردم بفهمانند جنگ آنان با فرزندان ابوسفیان و بنی امیه ، جنگ حقی است و باطلی  جنگ اسلام است با کفر مطلق ، اما دستگاه های تبلیغاتی دشمنان ائمه  سعی کردند که به مردم بفهمانند این جنگ ، جنگ بین دوقبیله است  با دو قرائت مختلف از اسلام ...

وکه گفته است که اولاد نبی حقند و ما کفر!؟

+ نوشته شده در بیست و یکم آبان 1393ساعت 3:25 توسط صالح |

برخی  در درون  ، نمی خواهند انقلاب اسلامی ایران را محو کنند ! بلکه می خواهند این انقلاب را مات کنند ...

+ نوشته شده در بیست و یکم آبان 1393ساعت 3:21 توسط صالح |

در کربلا ! روح اسلام فدای کالبدش شد و محتوایش پیش پای فرمش ذبح شد !اسلام با فتاوای مشتی متظاره به زانودرآمد

+ نوشته شده در بیست و یکم آبان 1393ساعت 3:18 توسط صالح |

ابوذر چگونه کشته می شود !؟

یک نظریه پرداز تجدیدنظر طلب !!! می شود مفتی  اسلام ، به فتوایش ! دین اسلام تحریف می شود ، سرمایه داری توجیح می شود ، فاصله طبقاتی به مرور زمان مشروع می شود و قص علی هذا ...

این مفتی ابوذر را به ربذه تبعی می کند .

+ نوشته شده در بیست و یکم آبان 1393ساعت 3:15 توسط صالح |

مطالب قدیمی‌تر