حقیقت این است که ضربان  قلب بچه شیعه ها در هر رنگ و لباسی ! معتقد باشند یا نباشند دم محرم که می شود ،حسین حسین می کند ...

 

 

+ نوشته شده در سی ام مهر 1393ساعت 0:38 توسط صالح |

در اولین بوسه خودم و تو را کشتم ...

+ نوشته شده در دوازدهم مهر 1393ساعت 2:48 توسط صالح |

امروز که از ساحل بر میگشتم ، جمله ای که پشت شیشه یک رنو نوشته شده بود حال و هوایم را عوض کرد ، و آن این بود که :

جنس غم حسین با همه غم ها فرق دارد ...

 

+ نوشته شده در سی و یکم خرداد 1393ساعت 3:36 توسط صالح |

مانور قدرت  ! در درگیری های اخیر عراق ، به شکل بسیار جالب و البته بچه گانه ای در حال اجراست ...

کردهای عراق که در همه این سالها بر سر مساله مدیریت نفت در  کرکوک و برخی دیگر از مناطق نفت خیز تحت سیطره خودشان ، با دولت نوری المالکی درگیر بوده اند به نظر می رسد با اتفاقات اخیر با رفتاری شبیه به نوعی باج خواهی برای تامین امنیت عراق با نیروهای مالکی حاضر به همکاری شده اند  .

خالی کردن نقاط سوق الجیشی توسط ارتش ! و حضور مقتدر نیروهای پیش مرگه در این مناطق با پروپاگاندا ، بیش از آنکه غرور آفرین و شادی آور باشد ، زنگ خطر جدی را برای دولت منتخب مردم عراق به صدا درآورده است که متاسفانه عدم فعالیت درست رسانه های کشور ،از این موضوع غفلت های فراوانی شده است .

کافی است به این نکته توجه کنیم که کردهای عراقی در همه این سالها در تلاش برای بدست آوردن استقلال و ایجاد کشوری کردی بوده اند ، حال با تصور اینکه امکان دارد با تطمیع شدن از طرف نیروهای سنی و قول گرفتن از آنها در راستای هدفی که بیان شد ! چه ا تفاقاتی رغم بخورد ؟

آیا امکان دارد کردهای عراق با مالکی و نیروهای شیعه خیانت کنند ؟

"اقبال عشایر اهل تسنن به داعشی ها واقعیتی انکار ناپذیر ا ست که متاسفانه توسط رسانه های داخلی سانسور می شود ."

 

 

+ نوشته شده در بیست و پنجم خرداد 1393ساعت 2:32 توسط صالح |

وقتی حضور ایرانی ها در جنگ بوسنی که از " ۵ آوریل ۱۹۹۲ تا ۱۴ دسامبر ۱۹۹۵ " ادامه یافت ، محرز شد ! دقیقا زمانی بود که اروپا و آمریکا احساس خطر کرد ، از این جهت که در قلب اروپا ، و از دل جنگی که نه جنگ ، بلکه نسل کشی مسلمانان بود ، با مردم و تفکری که از اسلام سیاسی ایرانیان درآمیخته بودند مواجه شوند و این شد که خودشان ، دست به کار شوند و با حضور نظامی و فرهنگی ، از متولد شدن ایرانی دیگر در اروپا جلوگیری کنند . این رویه با تجربه ای که بدست آوردند تقریبا در اقصی نقاط خاورمیانه نیز ادامه یافت و کار را به آنجایی رساند که حتی از القاعده که درسال 1988 و طالبان که در سال 1994شکل گرفتند با سابقه هایی تروریستی ، حمایت کنند تا به نوعی اسلام سیاسی مبارز ، که قطعا با ظهور جمهوری اسلامی به عرصه سیاست بین الملل وارد شد وبه کل دنیا صادر شد ، تحت تاثیر قرار بگیرد و به نوعی ضد تبلیغ باشد . قرار داد های نظامی ، حضور در منطقه خاورمیانه ، بهانه های واهی کمک و مبارزه با تروریست ،ذیل این تعریف، شاید بتوان گفت قرار می گیرد و حضور 4000 نیروی آمریکایی در اتفاقات چند روز اخیر در عراق ،نیز از همین جنس است . " ای کاش دولتمردان ما ، شکرگذار واقعی نعمتی به نام انقلاب اسلامی می بودند و از این فرصت مغتنم ، کمال بهره را می بردند ."

 

پ ن : دینی که از انگلستان کسب می شود یحتمل با آموزه هایی همچون پذیرش ولایت شیطان ، پرستش ذلت و خواری ، دنیا طلبی ، زندگی به هر قیمت ، آمیخته است . ننگی ست ابدی ، زندگی ذل مدیریت مسلمانانی اینقدر حقیر ، ترسو ،بدبخت ! زندگی شبیه آنچه دنیاگرایان غربی تحمیلت می کنند ، مانند زندگی کرم لجن زار است که مجبور است برای زنده ماندن از لجن زار تغذیه کند.

+ نوشته شده در بیست و سوم خرداد 1393ساعت 15:6 توسط صالح |

لقد خلقنا الانسان فی کبد ...

وچه رنجی عظیم تر از این ، که کربلایی باشد و پای رفتنت لنگ بزند ، امامت حسین باشد این اسطوره صبر و این مخزن الاسرار رنج ها و دردها ، اما به تلنگر آزمایشی هر چند بی مقدار عنان از کف می دهم . 

+ نوشته شده در دوم اردیبهشت 1393ساعت 10:17 توسط صالح |

این زن که از برابر طوفان گذشته بود

عمرش کنار حضرت باران گذشته بود

صبرش امان حوصله ها را بریده بود

وقتی که از حوالی میدان گذشته بود

باران اشک بود و عطش شعله می کشید

آب از سر تمام بیابان گذشته بود

آتش، گرفته بود و سر از پا نمی شناخت

از خیمه های بی سر و سامان گذشته بود...

اما هنوز آتش در را به یاد داشت

آن روزها چه سخت و پریشان گذشته بود

می دید آیه آیه ی آن زیر دست و پاست

کار از به نیزه کردن قرآن گذشته بود

یک لحظه از ارادت خود دست برنداشت

عمرش تمام بر سر پیمان گذشته بود

زینب هزاربار خودش هم شهید شد

از بس که از کنار شهیدان گذشته بود

بر صفحه های سرخ مقاتل نوشته اند

این زن هزار مرتبه از جان گذشته بود

احمد علوی

+ نوشته شده در بیست و هفتم فروردین 1393ساعت 15:7 توسط صالح |

خوب اعتراف می کنم این محیط رو بیشتر از فیس بوک و پلاس می پسندم ، اینجا خونه اول فعالیت های مجازیم بود و دوباره بر گشتم به خونه ای که نباید ترکش ی کردم ،سلام خونه ...
+ نوشته شده در شانزدهم اسفند 1392ساعت 0:6 توسط صالح |

چقدر دلم برای زوزه  ترسناک طوفان های سیستان تنگ شده است ! ماورای همه آنچه که امروز در ادامه زندگی می ترساندم ... 

 شب بود و طوفان و راننده ای که راه را گم کرده بود ، بر روی کانالی از آب ، روی پل دستان شب گریبان غریبی مان را گرفته بود ، نه راه پیش داشتیم نه پس ، من ، مادر ، پدر و خواهر کوچکم .

آن وانت بار مسافر کش ، که آنروزها مد بود اتاقکی کوچک بر رویشان سوار میکردند و طبق عادت پدر جلو می نشست و ما عقب و گاهی دود اگزوزش حسابی زجرمان می داد تنها سنگر و جان پناه ما .

طوفان های زابل معروفند ، وقتی با شن ها همراه می شوند تصویر خاصی می سازند که باید تجربه کرده باشی.

 (( هالیوودی بخواهم ترسیمش کنم ،چیزی شبیه فیلم مومیایی 2 ، که صحرا در هیبت چهره مرد مومیایی! کاشفان را می بلعید.))

پدرم پیاده شد تا کمک حال راننده در عبور از پل بروی کانال باشد ، در همین احوالات من هم از ماشین پایین آمدم و نگاهم به درختانی خیره مانده بود که باد کج شان کرده بود ،کاج های بلند و درختان گز .

پدرم فریاد می کشید : برفی برفی !!! " برفی نام مستعار دایی مان بود ، وقتی زابل برف آمده بود او هم بدنیا آمده بود و به این سبب و به یومن آنروز شادی آور برفی صدایش می کردند " .

 قبل از اینکه صدای پدر به گوش دایی برسد گویا به گوش سگ گله پدربزرگ مان رسیده بود ! عوعو می کرد و زوزه می کشید ، راه را از بیراه  نشان مان می داد ، نگاهمان به دوردست هایی که صدای سگ می آمد دوخته شده بود و درختان خم شده ای ! که نمی توانستند کمر راست نگه دارند در برابر شدائد و مصیبت های طوفان ...

رسیدن به آنچه که می خواهی همیشه خسته گی از تن ادم بیرون می کند اما من خسته نبودم ! از هیجان این موضوع که با برآمدن خورشید می توانم جسورانه به کشف دنیای اطرافم بپردازم ،شوق خاصی برایم ایجاد کرده بود و در همین حال بودم که خوابم برد در اتاقی که سقف گنبدی شکل داشت با بادگیری زیبا ...


پ ن : هر چه میگذرد دلم تنگ آنروزها می شود .شاید گذر عمر موثر است .

+ نوشته شده در دوازدهم بهمن 1392ساعت 1:11 توسط صالح |

انتشار خاطرات اخیر هاشمی رفسنجانی با توجه به شخصیت منحصر به فردی که دارد و آن سابقه روشن در حوادث انقلاب و همراهی با امام (ره)، دلیلی می شود تا رسانه های معاند خارجی درگیر تحلیل ها و حمایت از وی شوند!

بنا بر این گزارش، قطعا در این میان منتقدین و طرفداران هاشمی رفسنجانی برای اثبات ادعاهایی که می کنند هر یک دلایلی ارائه می دهند و هر چه دلیل متقن تر و محکم تر باشد افکار عمومی برای پذیرش آن میل بیشتری نشان خواهند داد.

زمزمه برقراری رابطه با آمریکا و تصمیم هیئت دیپلماتیک دولت جدید برای باز کردن درب گفتگوی بین دو کشور، بهانه خوبی می شود تا آقای هاشمی رفسنجانی هر از چندگاهی به نقل خاطراتی جنجالی از امام(ره) بپردازد، این بار نیز خاطره‌ای از همین جنس خاطره‌ها را بر زبان بیاورد؛ نقل قولی که به سرعت تیتر یک رسانه‌های اصلاح‌طلب داخلی و نیز رسانه‌های خارجی تبدیل می‌شود.

فارغ از طرح گفتگو با آمریکایی ها و حتی نظر امام در تایید رابطه با آمریکا و یا حذف کلمه مرگ بر آمریکا از شعارهای مردم !آنچه که منتقدین به هاشمی رفسنجانی ارائه می دهند کلام خود حضرت امام خمینی است که فرموده اند : هر نسبتی به من دادند مورد تصدیق نیست مگر اینکه صدای من، خط من و امضای من باشد"،
و در طرف مقابل نیز خانواده ایشان که به حق ! وظیفه خانوادگی و احساسات بر آمده از علقه های فامیلی هر انسانی را شاید وادار به دفاع از مواضع بیان شده نماید ، به تمسخر منتقدین پرداخته اند و به این دلیل که هاشمی رفسنجانی به امام نزدیک تر بوده تا دیگران! سعی کرده اند مهر تاییدی برسخنان ابوی شان بزنند.

این درحالی است که همواره از سال ۸۸ به این سو که کشور اوضاع خاصی را تجربه کرده است هاشمی رفسنجانی و طرفدرانش بی توجه به حساسیت ها ! عامدا و یا سهوا ، سعی در بیان مطالبی داشته اند که پتانسیل متشنج کردن جامعه را داشته است.
شادمانی و در بعضی مواقع ، هم جبهه شدن برخی عناصر ضد انقلاب و اپوزیسیون خارج نشین با این مواضع و سخنان ،سوال جدی را به ذهن متبادر می کند و آنهم اینکه این قرار گرفتن در یک صف بر سر برخی مواضع ، آیا درست بوده است یا غلط ؟ چرا خانواده آقای هاشمی بدون ذره ای تفکر به خویش نهیب نزده است که چرا همنوا با ضد انقلاب گشته اند و همان حرف هایی را می زنند که دشمنان نظام در همه سالهای گذشته تا به امروز زده اند؟

سست عنصری نزدیکان هاشمی رفسنجانی در دفاع از جمهوری اسلامی ، حکومتی که بیش از سی سال باعث شد تا خانواده هاشمی آبرو بیابند و به هر آنچه که خواسته اند "جز در ۸ سال اخیر دولت احمدی نژاد " ، برسند ، تا به حدی محرز شده است که دشمنان نظام را بر آن می دارد تا پای فراتر بگذارند و با اشاره به انتخاب مقام معظم رهبری به عنوان جانشین امام خمینی ! سندی بیابند تا با منت بر سر منتقدین هاشمی ، خاطرات امروزی را نیز حقیقت بدانند.

دشمنان نظام با اشاره به صحبت هاشمی در جلسه انتخاب رهبر مدعی هستند که " هاشمی رفسنجانی در روز انتخاب رهبر نظام ،بابیان سخن امام خمینی در مورد امام خامنه ای ، که شفاهی ارائه شد مسبب انتخاب رهبر انقلاب بوده است ،بدون اشاره به این موضوع که در روز انتخاب ،نمایندگان مردم یعنی خبرگان ملت کاملا مردم سالارانه و در آزادی کامل، به ایشان رای دادند و اتفاقا افرادی که امروز شائبه فتنه گری شان مطرح است ، هم رای ندادند " هرچند اظهار نظر هاشمی نیز بعد از رای گیری بیان شده است.

سوال اینجاست چه کسی بهتر از هاشمی رفسنحانی می تواند در این قضیه ورود کند و با بصیرت ناشی از تعهد به انقلاب و نشان دادن علاقه خالص به رهبری و نظام در برابر بیگانگان بایستد؟

بنا بر گزارش عصرامروز ، ادعای مطرح شده توسط برخی سایتها و دشمنان نظام که با اشاره بر سخنان هاشمی در جلسه خبرگان رهبری صورت گرفته است قطعا پرده از سناریویی بر می دارد که درآن چیزی جز بازگو کردن عقده ها ،کینه های شخصی بر علیه رهبری انقلاب نیست و اگر بی بصیرت برخی افراد که این روزها ساده لوحانه و گاه شاید جاهلانه بهانه به دشمنان می دهند نبود ، امروز شاهد این هجمه ها بر علیه ارزش های انقلاب نبودیم . هر چند که این هجمه ها نیز باعث نخواهد شد ذره ای از ارادت مردم به رهبری کاسته شود.

امروز آقای هاشمی با رفتار برآمده از احساس بیش از حد مسئولیت ! مسبب باز کردن مسیری شده است که در آن ارکان نظام به راحتی توسط دشمنان نشانه می رود و ا ین رفتار ناپخته گی مرد سیاستی را نشان می دهد که روزی همگان  هوش سیاسی اش را مثال می زدند .


دشمن برای اینکه شکاف بین روسای قوا و مشخصا مقام معظم رهبری و هاشمی رفسنجانی ایجاد شود ، هزینه های زیادی پرداخته و خواهد پرداخت اما ضرورت توجه بیش از پیش مسئولین به وحدت و نظرات مقام معظم رهبری ،از بروز تفرقه و موفقیت جبهه نفاق در پیشبرد اهدافش جلوگیری خواهد کرد .

+ نوشته شده در شانزدهم مهر 1392ساعت 11:6 توسط صالح |

مطالب قدیمی‌تر