X
تبلیغات
کهف حصین - سخنی با یکی از علمای اهل سنت مولوی عبدالحمید اسماعیل زهی (امام جماعت مسجد مکی زاهدان )

بسم الله 

به رسم برادری و اخوت که در دین مبین اسلام به آن تاکید فراوان شده به شما که یکی از علمای اسلامید سلام میکنم که سلام نام خداست وسلام علیکم یعنی خدا با شماست !!!

واما بعد

کودکی ام در محله ای از محله های شهری سپری شد در استانی که آوازه اش نه به خاطر تعداد شهیدانش بودونه به خاطر آب و هوایش و نه به خاطر مناطق توریستی اش بل شهره بود از بابت حمل و نقل مواد مخدر و قاچاق سوخت و جنایت و قتل ! وهمه آنروزهائی که با دلهره و ترس با هم سن وسالهایم به بازی می پرداختیم به خوبی یادم هست کوچه خاکی محله مان ، و فریاد پدرم که هنوز در گوشم میپیچد که : ( صالح بیا خونه بیرون خطرناکه ) ومن که در کودکی واژه ترس برایم معنی نداشت از پدرم کینه به دل میگرفتم که نمیگذاشت با یک دل سیر بازیهایمان را به اتمام برسانیم ، ودر همه این لحظه ها و هر چند ساعت یکبار ماشین هایی که تعدادی مرد با لباسهای بلوچی که سوار بر تویوتاها و مسلح با سرعتی شگفت انگیز از وسط بازیمان عبور میکردند همه باعث این میشد که در ذهنم بلوچها را انسانهائی خطرناک و تبهکار بدانم .

حتی یادم هست زمانی را که در دروازه معروف زاهدان ( دروزاه خاش ) تعدادی قاچاقچی را که آنها هم اتفاقا لباس بلوچی به تن داشتند اعدام میکنند و من هنوز به یاد می اورم که در کوچه پس کوچه های چهار راه رسولی و پشت پاساژ قائم جائی که مواد مخدر و مشروب و آلات قمار خرید و فروش میشد فروشنده ها لباس بلوچی به تن دارند و بلوچی حرف می زنند !

ودر مدرسه مان که مدرسه شهید رجائی بود بلوچهای مدرسه مان  برای قدرت نمائی در کیفها و جیبشان چاقوهای ضامن دار حمل میکردند و هیچ وقت هم فرصت استفاده کردند نمی یافتند چون اصولا تنها دعوا نمیکردند و عادت داشتند چند نفری یک نفر را بزنند .

واینها همه لباس بلوچی به تن داشتند !!!

حتی آنروز درگیری معروف که بلوچها مسلح به خیابان آمدند و به مسجد مکی پناه بردند  ودر گلدسته های مسجد سنگر گرفتند و به نیروهای نظامی شلیک میکردند ونیروهای نظامی برای دفاع از خود مجبور به تیراندازی به سمت گلدسته ها شدند و آجرهای گلدسته مسجدتان هم سوراخ سوراخ شد و همین باعث شد تا شما و دوستانتان نام آن مسجد را مسجد شهید بنامید بازهم بلوچ بود بلوچ ...

خودتان که از علمای اهل سنت هستیدودرمیان اهل سنت مشهور به مولانا  آیا خاطره خوشی نام نیکی از بلوچها به یاد دارید که بیان کنید !؟

شاید برای خودتان و دوستان هم مذهبتان دلایلی ذکر کنید که حق را در برخی موارد به بلوچها بدهید اما مطمئنم که نمیتوانید از زیر بار مسئولیت مسجد مکی که اینک جایگاهی شده است برای حضور طلاب علاقه مند به فراگیری علوم اسلامی اهل تسنن ودقیقا یکی از مراکز تربیت عالم سنی در کشور شانه خالی کنید و بگوئید همه شان بلوچ هستند ! که من و همه مردم استان میدانیم که خیل عظیمی از طلاب مدرسه دینی شما مهاجرین پاکستانی و افغانستانی هستند که اتفاقا بدون گذرنامه وارد حوزه علمیه شما میشوند و اکثرشان هم همسو با وهابیت عربستان شروع به فعالیتهای به ظاهر مذهبی می شوند .


من و دوستان هم استانی که اینک از استان و زادگاهمان دور افتاد ه ایم به خوبی در سراسر ایران شاهد حضور  مبلغین اهل سنتی هستیم که از جانب حوزه علمیه مسجد مکی روانه استانهای شمالی شده اند برای تبلیغ در غالب جماعت تبلیغی که اتفاقا اکثرشان پیش از آنکه اهل سنت باشند وهابی هستند و در تلاش ترویج این فرقه ضاله اند وشما به عنوان امام جماعت مسجد مکی و دیگرانی چون مولوی ناروئی باید پاسخگو باشید که چرا در سایه مدیریت شما ودیگرانی ما قبل شما افرادی چون ایدوک بامری ونهتانی و در این روزگار نیز فردی مانند عبدالمالک ریگی پرورش می یابند ؟ شاید دیگران با اعلام برائت کردن شما در رسانه ها و تریبونهای نماز جمعه تان راضی شوند اما من نه ، که بین شمایان بزرگ شده ام و زندگی کرد ه ام  به روش و منشتان آشنا ترم از دیگران !!!

مگر در مذهب اهل تسنن یکی از مواردش این نیست که اگر حاکمی حتی به زور حکومتی را غصب کرد باید به آن احترام گذارد و بیعت کرد ! پس چگونه ست که شما و دیگر علمای اهل تسنن در برابر شاه و جنایتها و کثافت کاریهایش سکوت کردید و اما در انقلاب اسلامی که خودتان هم بدان رای دادید اینک آن حکم را فراموش کرده اید هر روز به جای همراهی در عمل نه در سخن ! به انواع مختلف به مخالفت با این نظام پرداخته اید و فریاد الغوث و الامانتان گوش شاه عربستان را کر نموده است ؟

شمائی که با دعوتنامه های خاص به عربستان دعوت میشوید در اجلاس علمای وهابی آنجا شرکت میکنید ! ودر مجلس ختم صحیح بخاریتان تلاش میکنید که شیخ سدیس امام جماعت مکه را به زاهدان و مسجد مکی دعوت کنید چرا سیاست یک بام و دو هوا را پیش گرفته اید ؟

اگر به واقع قدرت مدیریت ندارید و نمیتوانید با فرقه ضاله وهابیت بجنگید و جلوی وهابی شدن حنفی مذهبان بلوچ را بگیرید   و از ورود آنان به حوزه علمیه مسجد مکی جلوگیری نمائید تا در سایه تعلیمات وهابیان شیعه را کافر بدانند و به قصد شهادت ، حماقت کنند و با کمربندهای انفجاری به مردم مظلوم مسجد علی ابن ابیطالب و مسجد جامع زاهدان یورش ببرند یا استعفا بدهید یا در نحوه مدیریتتان تجدید نظر کنید !؟


اگر مرد کارزار دین و اسلامید بکوشید تا طلاب مسجد مکی مسلمان بار بیایند نه وهابی و با گرایشات وهابیگری واگر داعیه رهبری اهل سنت را در سر می پرورانید در جهت تربیت سرپرست های خانواده های بلوچ بکوشید تا از اسلام فقط سنت ازدواج با چند زن را یاد نگیرند و بعداز آن نیز فقط و فقط به فکر تعدد فرزندان باشند و از تربیتشان عاجز .

چگونه است که در همه حملات تروریستی بلوچها دست دارند و شما در رسانه ها از آنان به نام ایادی استکبار نام میبرید !!؟

چگونه است که در نماز جمعه حملات و انتقادات فراوانی به رهبری نظام آقای خامنه ای میکنید در جریان نام بردن از طلحه و زبیر اما جرات محکومیت صریح شخص تروریست را ندارید ؟

متاسفم که مسجد شهید مکی ! اینک نه شهید که قربانی طمع  ورزی آنانی شده است که به خیال به دست آوردن قدرت و یا در قدرت ماندن ،مردم مظلوم را به استعمار فکری و فقر فرهنگی میکشد تا از قبل آن نتیجه ای که می خواهد بگیرد !

من نه سیاسی ام و نه نظامی ! فرزندی از خاک مظلوم سیستان و بلوچستانم ! کودکی که با خاطره های بد از آن دیار زندگی میگذراند در جوانی اش باید در جبهه جنگ نرم هم به صف استکبار بتازد و هم حواسش باشد تا مسلمان نمایانی در داخل از پشت خنجر نزنندو بیشترین مسئولیت  در این لحظه از زمان ودر این عصر که ظلمات قیامت همه جا را فراگرفته ست متوجه شخص شماست .

شاید مسئولین دچار مسامحه و تساهل باشند اما مطمئن باشید در افکار عمومی استان بیش از همه مسجد مکی و شما مقصرید .سرنوشت مسجد مکی را با سرنوشت مسجد ضرار گره نزنید که مسجد ضرار به دستور پیامبر بر سر صاحبشان خراب شد. شاید صدائی آشنا از دور دستها پیامی داد آنگونه که  حضرت ماه پیام داد : بروید و مسئله پاوه را حل کنید !  جای پاوه نام سیستان و بلوچستان برده شود !!!

واما در آخر کلامی از مالک اشتر نخعی : روزی اشعث ( منافق معروف که باعث تحریک ابن ملجم مرادی در جریان ترور امام علی علیه السلام بود ) وارد مسجد شد و یاران امام به قصد کشتنش شمشیر کشیدند و ناگهان مالک اشتر برآشفت و از این کار جلوگیری نمود ورو به یاران امام گفت : این مرد هرچند به ظاهر برای عبادت به مسجد آمده ،اما ما اورا نخواهیم کشت ! همه بر آشفتند و مالک گفت : من از علی اموخته ام که بی کینه شمیر بزنم ، و درمیدان جنگ با او مبارزه کنم نه مسجد .

وای کاش مسجد پناهگاه منافقان و معاندان نباشد !!!


وجاء الحق وزهق الباطل ان الباطل کان زهوقا ...



+ نوشته شده در بیست و ششم تیر 1389ساعت 2:8 توسط صالح |